
بررسی این روند نشان میدهد ایده پیوند جبهههای مقاومت، از حمایت از جنبشهای آزادیبخش در سالهای نخست انقلاب آغاز شد و با تأسیس نیروی قدس، وارد مرحلهای تازه شد. انتخاب شهید سلیمانی به فرماندهی این نیرو نیز نقطه عطفی بود که رویکرد امنیتی را به یک شبکه اجتماعی، مردمی و منطقهای ارتقا داد. او با اتکا به ارتباطات میدانی، اعتمادسازی و شناخت دقیق جوامع منطقه، حلقههای مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق، سوریه و یمن را به یکدیگر نزدیک کرد.
«وحدت ساحات» به معنای یک پیمان نظامی شبیه ناتو نیست، به مفهوم همافزایی داوطلبانه جبهههای مقاومت در برابر تهدیدهای مشترک تعریف میشود؛ ساختاری که هر عضو آن استقلال تصمیمگیری خود را حفظ میکند، اما در بزنگاههای راهبردی، توان خود را در خدمت هدفی مشترک قرار میدهد.
رهبر شهید و شهید سلیمانی معمار پیوند میان ساحات مختلف مقاومت بودند؛ پیوندی که اکنون به یکی از مهمترین مؤلفههای معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا تبدیل شده است.